|
انسان تنها فرشته ای است که به زمین افتاده است و...
|
به نام او
آید آن روز که من هجرت از این خانه کنم
از جهان پرزده در شاخ عدم لانه کنم
رسد آن حال که در شمع وجود دلدار
بال و پرسوخته کار شب پروانه کنم
روی از خانقه وصومعه برگردانم
سجده بر خاک در ساقی میخانه کنم
حال حاصل نشد از موعظه ی صوفی و شیخ
رو بکوی صنمی واله و دیوانه کنم
گیسو و خال لبت دانه و دامند چسان
مرغ دل فارغ از این دام و از این دانه کنم ؟
شود آیا که ازین بتکده بر بندم رخت
پر زنان پشت بر این خانه بیگانه کنم ؟
